بنای ساری مرکزاستان مازندران رابه توس پسر نوذر، نسبت میدهند که در قرن اول هجری به دست فرخادبن دابویه بربری محلهای تجدید بناشدهاست.
درواقع ریشه نام ساری نامشخص است ، اما چند گمانهزنی غیر علمی در این مورد وجود دارد که عبارت است از: یونانیان باستان آن را زادراکارتا، پایتخت تمدن هیرکانیا، ذکر میکنند،هردوت اشپیگل ،شرق شناس و نئونازیست آلمانی آورده که نام ساری کنونی برگرفته از نام قوم سائورو بوده که پیش از اقوام آریایی به ایران در شهر باستانی اسرم، که هم اکنون نام دهی در ۱۰ کیلومتری ساری است، زندگی میکردهاند. ادوارد پولاک گمان دارد که نام ساری دگرگونی واژگانی سادراکارتا میباشد. دکتر اسلامی نیز در کتاب خویش نوشته که احتمال آنکه زادراکارتا از نام زردگرد، باشد نیز است. در زبان پهلوی باستانی دادن پسوند گرد به شهرها بی رواج نبودهاست، و از آنجا که احتمال آن است که در آن ناحیه گلهای زرد میروئیده، بدین نام مشهور گشته شدهاست، اطلاعات کم و بیش دیگر در صفحه ۵۸ کتاب استاد اسلامی
در کتاب تاریخ باستان نام سارو به معنی شهر زرد برای ساری به کار میرود؛ که دلیل آن را وجود درختان متعدد مرکبات خصوصاً نارنج و لیمو میداند. همچنین ذکر میکند که احتمالاً زادراکارتا و سارو یکی هستند. ظهیرالدین مرعشی، نیز در کتاب «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» به روایت نوشته است که فرخان بزرگ شهر ساری را به نام فرزندش، سارویه ساخته است.